تبلیغات
طرف ما شب نیست - گم شدن در گم شدن دین من است!
من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگو...
گم شدن در گم شدن دین من است!
پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت 20:34 | نوشته ‌شده به دست الی ... | ( نظرات )
باز هم شقایق، باز هم شقایق عاشق، صدایش را شنیدم و قند در دلم آب شد و باز مثل هر بار گذشته قبلم از چشمم چکید. صدایش زلال ترین صداهاست. نرم ترین و عاشقانه ترین و اشک آور ترین صداها، صدایش زلال ترین، معصومانه ترین و در عین حال نشاط آور ترین. صدایی همراه و همدرد با غم هایت! صدایی که گوش و بیشتر از آن جانت به سرمستی حاصل از آن نیازمند است. صدایی که بیمار می کند و درمان. گزاف نمی گویم، می خواهی صدایش را بغل کنی، سرت را روی صدایش بگذاری و بخوابی صدایش را به گونه ات بکشانی. با او حرف زدم از حال نزار جسمی ام با خبر بود و گفت: به مریم گفته ام الناز هیچ چیزش نیست فقط شیداست! به الناز بگو لازم نیست دکتر بروی! من آرزو کردم که حرفش در حقم راست باشد! شیدا باشم و شیدا تر شوم و این بیت در سرم چرخید:
چو نقش غم بدیدی از دور شراب خواه/تشخیص کرده ایم و مداوا مقرر است
از بی تابی هایم گفتم همیشه این کار را می کنم او هم از خودش گفت از ناامید نشدن، از مقام امن! می گفت: متقین کسانی اند که زیر چک لقت های شیطان هم باز خدا را صدا می کنند. از اینکه گاه شیطان آدم را یک فصل می زند. از این دعای شگفت انگیز که یادم داد:
یا من اضحک و ابکی، یکم ما رو بخندون
و این بیت را در سرم خواندم:
من رشته ی محبت تو پاره می کنم/شاید گره خورد به تو نزدیک تر شوم
با او حرف زدم و شبیه سیبی شدم رها بر پهنه ی آب..

من چرا گرد جهان گردم چو دوست/ در میان جان شیرین من است

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
صفحات
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :