تبلیغات
طرف ما شب نیست - راز فال ورق
من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگو...
*میدانی مادر بزرگ یک روز به من چه گفت؟گفت: "در انجیل خوانده است که خداوند در عرش نشسته و به مردمی که به او توجه ندارند می خندد"، پرسیدم چرا؟-سوال کردن همیشه آسان تر از پاسخ دادن است-گفت"بسیار خب اگر خدایی ما را آفریده باشد پس باید مارا مصنوعی بداند ، ما حرف می زنیم ،بحث می کنیم ،می جنگیم ، یکدیگر را ترک می کنیم و می میریم می بینی؟ ما چنان هوشمندیم که بمب های اتمی می سازیم و مو شک به ماه می فرستیم...

اما هیچ یک نمی پرسیم از کجا می آییم!!

-و به همین دلیل است که خداوند به ما می خندد؟

دقیقا!اگر ما یک آدم مصنوعی درست کنیم هانس توماس!و این آدم مصنوعی شروع به صحبت کردن درباره ی بازار بورس یا مسابقه ی اسب دوانی کند بدون آنکه ساده ترین و مهمترین سوال را مطرح کند،یعنی اینکه چگونه همه چیز به وجود آمده است.در این صورت حسابی خواهیم خندید این طور نیست؟

*پدر پرسید در مدرسه به شما چی یاد میدهند هانس توماس؟!

جواب دادم:ساکت نشستن و این کار آنقدر مشکل است که برای یاد گرفتن آن سال ها وقت صرف می کنیم.

*اگر ستاره شناسان سیاره ی دیگری کشف کرده بودند که در آن حیات وجود داشت،مردم پاک دیوانه می شدند. اما به خود اجازه نمی دهند از سیاره ایی که متعلق به خودشان است شگفت زده شوند.

*کسی که متوجه شود چیزی را نمی فهمد روی هم رفته در مسیر درست فهمیدن همه ی چیز ها قرار گرفته است

*فکر می کنیم همه چیز می تواند بهتر از این که هست باشد، و میدانی چرا؟

علتش آن است که تصاویر درون ذهن ما از دنیای مثل آمده اند و این همان جایی است که ما به آن تعلق داریم.

*فقط یکبار به دنیا آمدن کافی نیست!!

از کتاب راز فال ورق-یوستین گوردر -مترجم عباس مخبر-نشر مرکز

92/5/19

 
صفحات
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :