تبلیغات
طرف ما شب نیست - سیراب شیردون
من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگو...

این غذای بی ریا،کشف نشده، درک نشده! این غذای به غایت فرحناک، با آن تکه های حوله مانند دوست داشتنی اش! شیراب شیردون را باید خورد! باید با نخود و آبلیمو بر بدن زد! این غذای جذاب که دلش شکسته، از بس اَخ و پیفش کردند کمبود محبت گرفته از بس به خواصش بی توجهی شده!

....

رای گقت برهمن را: اکنون اگر دست دهد باز گوید برای من از طعامی که اندر آن قوت بدن و تقویت تن باشد راحت روح و مقوی معده! برهمن گفت: این ها که همه تو خواستی نباشد مگر در غذایی که خردمندان بدان میل کنند و اندر آن قوای نفس و استحکام ارکان بدن طلبند و آن غذا سیراب شیردان باشد!

باشد تا کافه ی مومنان درس گیرند!

 
صفحات
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :