تبلیغات
طرف ما شب نیست - شبرنگ
من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگو...

ما تمام بازی های دنیا را خواهیم کرد...

پابرهنه لی لی می کنیم

از همه ی مرز ها خواهیم پرید

هفت سنگ بازی می کنیم

به همه بدبختی ها سنگ می زنیم

برف که بیاید...

گلوله های برفی نثار یکدیگر می کنیم

روز بارانی ...

در گودال های آب خواهیم پرید

بیا تا پیاده راه برویم

مسافت های طولانی

یک راه بلند سبز، پر از صدای گنجشککان انتخاب کن

دست مرا بگیر

دست مرا بگیر

من از همدردی حرف می زنم

از همدلی

از راه های روشن...

بیا از هر دری حرف بزنیم...

از همه ی رنگ ها

یا که نه سکوت کنیم،

صدای نفس کشیدن هم را گوش کنیم

من در کاسه ی بلور انار ترش وشیرین دانه می کنم

گلپر وگلاب روی آن می پاشم

تو یک روز برایم رز قرمز بخر

فردایش نرگس

یک روز مریم

بیا سیب زمینی سرخ کنیم

ما خوشحال خواهیم بود

می دانم می دانم

یک روز بر سر ته دیگ غذا دعوا می کنیم

و پوست پرتقال را نزدیک چشم هم فشار می دهیم

 بلند بلند می خندیم

من شعر می نویسم

بنشین و نگاهم کن!

تو زیر آواز بزن

من صدایت را در سرم حفظ می کنم

بعضی روز ها ابر می شویم

یک روز کوچ می کنیم

دست هایمان را در هم می کاریم

و می رویم آنجا که باید...

92/8/7

 
صفحات
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :