تبلیغات
طرف ما شب نیست - بشکنید این ساز ها تا چیزی از دل بشنوم
من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگو...

همیشه از فضا های مجازی ترسیده ام، آدم ها آن جا یک جور دیگر اند، وحشتناک اند، هر حرفی را می زنند هر عکسی را می گذارند. آدم ها آن جا انگار هیچ چیز برایشان مهم نیست آدم ها آن جا هر لحظه بی حیا تر می شنود انگار.

اولین بار از سر اجبار می بایست یک صفحه در فیس بوک باز می کردم به خاطر یک سری کار های فرهنگی! دبیر کنون ادبی دانشکده بودم و اقتضا می کرد.آنجا وسوسه می شوی تمام آدم های زندگی ات را سرچ کنی و به صفحه اشان سرک بکشی، وقتی داشتم تک تک دوستان دوره ی دبیرستان و راهنمایی یا حتی فامیل های نزدیک و دور را سرچ می کردم قلبم درد گرفته بود سرم گیچ می رفت. آیا آن ها کسانی بودند که من می شناختم؟؟؟ یا کسانی بودند که من هیچ وقت نشناخته بودمشان!

نمی دانم چرا در فضا های مجازی بی بند و بار بودن نشانه ی تشخص است. هر حرفی را زدن، هر چیزی را لایک کردن، هر کسی را به لیست دوستان اضافه کردن. آقایان درستی را می شناختم که حالا در لیست دوستانشان هر دختر لخت و عوری پیدا می شود. نه من اهل قضاوت نیستم ولی مگر حضرت امیر المومنین نفرموده که آدم ها را از روی دوستانشان بشناسیم؟؟ اگر آن ها دوست شما نیستند پس چرا اسمشان و عکسشان باید بین دوستان شما باشد؟

شاید بعضی مرا عقب مانده و اُمل فرض کنند، کسی که در عصر ارتباطات و تعاملات اجتماعی منزوی مانده و از دار دنیا تنها یک وبلاگ دارد که دور وبلاگش را هم حصار کشیده و با هر کسی حرف نمی زند و هر نظری را تایید نمی کند و به هر وبلاگی سرک نمی کشد، شاید در آینده من با فرزندم سر این موضوع به چالش جدی بربخوریم. اما امیدوارم بتوانم قانعش کنم که عکس های جور واجور گذاشتن و لایک بیشتری گرفتن ارزش نیست!

معلوم است که همه ی ما به توجه نیازمندیم همه دوست داریم شناخته شویم و این یک نیاز است. اما آیا این واقعا خود ما هستیم که در آن فضا نشان داده می شویم یا آنچه که آرزو داریم؟ یا آنچه دوست داشتیم روزی باشیم؟ آیا آنچه که لایک می کنیم واقعا دوست داشتنی است؟ سوال من این است در چیزی مثل فیس بوک یا فضاهایی مشابه این چقدر آرامش هست؟ چقدر صداقت هست؟

هدف تقسیم بندی افراد و ارزش گذاری آدم ها نیست. نمی خواهم بگویم هرکس خودش را بکند زیر چادر و روسری خوب است یا هر آقایی که با یک خانم موبلوند حرف می زند آدم بدی است! اما آدم ها چقدر برای خودشان چهار چوب تعیین کرده اند؟ چقدر کارها و حرکت هاشان با دلیل و بیّنه است؟ چقدر خودشان به قوانین شخصی خودشان احترام می گذارند؟ به نظر من آدمی که چهار چوب ندارد سیب زمینی است! آقا پسری که دم از دین و مذهب می زند دوست هایش دیدنی اند!! خانمی که در فیس بوک پست هایی راجب امام حسین می گذارد فضای بهتر از فیس بوک برای حرف زدن از امام حسین پیدا نکرده؟ مگر تصمیم گرفته ایم در میکده قرآن بخوانیم یا برعکس؟

به هر حال من وقت و اعصاب و حوصله ندارم که ساعت زیادی را صرف چه گفت! چه گفت! این و آن بکنم! اگر کسی حرف مهمی داشته باشد که لازم باشد به گوش من برسد همانا کائنات به گوشم خواهد رسانید و دنیا نشانم خواهد داد

 
صفحات
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :