تبلیغات
طرف ما شب نیست - این زخمِ مکررِ پر دوام
من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگو...

+در زندگی هرکسی رفته ایی است که دیگر هرگز باز نمی گردد(برای همدردی با دوستی...)

تو رفته ای

و دست های پهناورت

رفته ای 

چونان همه ی قهرمان 

اسطوره های که می روند

ناگهان! بی خبر!

آن وقت که نباید!

آن وقت که صدا های نا آشنا سوهانی بر روح بود

مرا میان انبوه غربیه ها رها کردی

و ترس دلم را ربود

انجماد قلبم را فشرد

و همه ی بیت های غم انگیز جهان سزاوار من

همه ی لالایی های ناتمام

شبیه همه ی چشم در راه ها

و افسوس در دهانم حیات لایموت

پیشانی ام درد را تجربه می کند

تو رفته ای و نباید!

و هیچ فعل و دعایی کارساز نیست

بادها و نبادها بی اثر شده اند

تو رفته ای و این خبری است که کهنه نمی شود

این زخم مکرر پر دوام...

 
صفحات
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :