تبلیغات
طرف ما شب نیست - یک دست جام باده یک دست جعد یار، رقصی چنین...
من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگو...

بعله معلوم است که رقصی این چنینی خیلی کیفناک خواهد بود، ولی تجربه کرده ام اگر همه چیز ایده آل نبود منعطف باش! مثل گز باش! شیرین و نرمالو تا دلت پر از آجیل شود!

من: آقایی با پیرهن قرمز و سر تاس را نباید از روی ظاهرش قضاوت می کردم.

من : خندیدم، این روز ها چقدر خندیدم، یادم رفته بود این همه می شود خندید.

مژده مهدی زاده: صبح ها به همت او با آهنگ bailando از خواب بیدار می شدیم، دوست داشتید دانلود کنید به عنوان خروس صبح گاهی از آن استفاده کنید.

احسان الله سلطانی : چه اسم خوبی دارد! کتاب انگور فرنگی به من هدیه داد به علاوه کلی دوستی و کلی درس. در مسیر به سمت میدان امام ترانه ی "لاله لر" با صدای خوبش دلم را هلو انجیری کرده بود!

سر زلف رو نمی بافن!

غنچه رو نمی چینن!

.....

در گاهی: چون شرر، انجام ما در نقطه ی آغاز بود/ دیگر از آغاز و از انجام کار ما مپرس:)

من : مجنون غبار دامن صحرای غیب بود/ روزی که درد و داغ محبت به من رسید

دکتر خسروی: با صدای آلن دلن، بار الها یک شوهر صدا دوبلری نصیب کن!

من : هشت روسری برای هشت روز همنت.داشتم خوب پیش می رفتم که یک جایی موتورم خاموش شد!

کیارش عظیم زاده: آخ آخ چقدرررر بچه ی خوبی است!

من : 3 کیلو وزن کم کردم در این همنت. زیر چشم ها گود، چهره به سان ابن ملجم مرادی!

مریم قاسمی : اسم تو می بایست زینب می بود، پرستار، دلدار، دلارام.

بعضی ها : بودند که عمرا بتوانی جلوشان این بیت "گفته بودی چو شوم مست دو بوست بدهم/ وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک" حافظ را برایشان بخوانی.

بعضی ها : هستند که باید شماره اشان ذخیره کنی برای جواب ندادن! یک بنده خدایی ظاهرا اشتباه گرفته بود به تعداد روز های همنت غلط خوردم شماره دادامش.

 در گروه ما: یک امر خیر شکل گرفت که من خوشحال بودم واسطه اش بودمی!:)

سختی های سفر: مطلبی گر بود از هستی همین آزار بود/ ورنه در کنج عدم آسودگی بسیار بود

بعضی ها : صحبت کردن با بعضی ها مثل شنا کردن در استخر چسب است هی پیش نمی روی، پیش نمی روی، پیش نمی روی.

من: یک آهنگ مکزیکی بی کلام- la serpiente- که می رود روی کلیپ اختتامیه می تواند حسابی خستگی ات را در کند. (لینک دانلودhttp://www.forum.98ia.com/t769841.html).

شقایق حق جو: با دلبرم قمار محبت چو گرم شد/ چیزی نداشتم ببرد رنگ باختم

میم.ح.شوکت پور-نارنجی اسمارتیزی : با تمام حواشی اش نمی توانم راجبش بد قضاوت کنم. فکر می کنم آنطور نیست که همه می بینند.

الهام دلداده: این دختر فوق العاده است!

خانواده ی آقای خواجه: همیشه می توانی رویشان حساب باز کنی همیشه می شود به وجودشان دلگرم بود. سخاوت مندانه هر آنچه که می دانند در اختیار تو قرار می دهند. دوستانه عیب و ایراد کارت را به تو گوشزد می کنند. تو را تحسین می کنند، می توانی به آن ها اعتماد کنی، هی کربلا می روند، تلوزیون ندارند و این ها خیلی خیلی چیز های ارزشمندی است که در هرکسی پیدا نمی کنی! داشتن چنین دوست هایی اوج لطف خداست.

من ذره تر ز عشق تو خورشید تر ز حسن/ پرواز خاطرم به هوای تو روشن است

من : بغض، یک جور دلتنگی عجیب برای همه چیز.

من : تناقض جدی چادر با دف زدن!!!

من: شدم آیینه و عکسش نمی آید در آغوشم...

 
صفحات
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :